کد خبر 124268
۹ دی ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

مادر شهیدان مغنیه: شهادت، فرهنگ برگرفته از جمهوری اسلامی ایران است و بسیار مشتاقیم این مسیر ادامه پیدا کند

مادر شهیدان مغنیه:

شهادت، فرهنگ برگرفته از جمهوری اسلامی ایران است و بسیار مشتاقیم این مسیر ادامه پیدا کند

ما در راه سید حسن نصرالله و امام خامنه‌ای، عماد مغنیه دادیم. جمهوری اسلامی ایران زنده است و ما را حمایت می‌کند و ما نیز با خون شهیدانمان آنان را حمایت می‌‌کنیم.

 به گزارش خبرگزاری حیات، مراسم یادبود شهادت مدافع حرم، شهید حمیدرضا اسدالهی با حضور مقامات لشگری و کشوری، مردم شهیدپرور کشورمان و همچنین مادر شهیدان عماد، فؤاد و جهاد مغنیه در مسجد امام موسی بن جعفر (ع) برگزار شد. در این مراسم، مادر شهید مغنیه دربارۀ شهید اسدالهی گفت: من حمیدرضا را شایسته این مقام می‌دانم و این جایگاه را به او تبریک می‌گویم. شاید روزی نباشد که در لبنان شهید داده نشود و این فرهنگ برگرفته از جمهوری اسلامی ایران است. بسیار مشتاقیم این مسیر ادامه پیدا کند، ما در راه سید حسن نصرالله و امام خامنه‌ای ـ که خدا او را محفوظ دارد ـ عماد مغنیه دادیم. جمهوری اسلامی ایران زنده است و ما را حمایت می‌کند و ما نیز با خون شهیدانمان آنان را حمایت می‌‌کنیم. در ادامه این مراسم، محسن صیاد، همرزم و دوست صمیمی شهید اسدالهی ضمن بیان خاطراتی از این شهید بزرگوار گفت: شهید اسدالهی مصداق «اشداء علی الکفار» بود. او در ابتدای مسیر اثرگذاری در حریم امام زمان (عج) و حیطۀ انقلاب اسلامی وارد مأموریت کادرسازی شد و در مسجد امام موسی بن جعفر زحماتی بسیار ارزشمندی در تربیت نوجوانان انجام داد. سپس وارد عرصۀ محرومیت زدایی و فعالیتهای جهادی در برخی مناطق محروم کشور شد و با این حرکت، سالها در این صحنه سربازی امام (ع) را انجام داد. رفتن به حیطه و فضای بین‌المللی برنامۀ بعدی شهید اسدالهی بود و در کشورهایی چون لبنان، سوریه و عراق به فعالیتهای فرهنگی و بین‌المللی ای در وسعتی عظیم پرداخت. صیاد در ادامه افزود: او در انتهای عمر با تشخیص رهبری در حفظ سوریه وارد این صحنۀ الهی شد و نقش ویژه ای هم ایفا کرد و در نتیجه هم با شهادت در آن سرزمینِ مقاومت با مولایش حسین (ع) همراه شد. او دائماً این درخواست را از خدا داشت که خدایا! مرا مجرای بیشترین خدمات به جبهۀ حق و بیشترین ضربات به دشمن قرار بده و این مدت کوتاهی که در این سرا هستم، یاری ام کن تا بیشترین اثرات را برای حریم امام (عج) داشته باشم. وی با تاکید بر اینکه، نگاه ایشان برای ورود به مناظق عملیات سوریه، نگاه صدور انقلاب اسلامی و پاسداری از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی بود، گفت: پس زدن موانع ظهور و سربازی در رکاب مقام معظم رهبری تا برپایی حکومت حقه نگاه دیگر او بود و در یک جمله نگاه ایشان، نگاه دفاع از حریم اهل بیت (ع) بود. محمد علی جعفری، فرماندۀ کل سپاه پاسداران همزمان با سومین شب شهادت شهید حمیدرضا اسدالهی، پیام تبریک و تسلیتی را خطاب به خانواده این شهید مدافع حرم انقلاب اسلامی تقدیم کرده است. متن کامل پیام به شرح زیر است: «بیت شریف سرافراز حمیدرضا اسدالهی سلام علیکم درود و تحیت خداوند بر شهید سرافراز حمید اسدالهی که در میدان پاسداری از آرمانهای انقلاب عزیز آسودگی را برنتابید، همانکه پیرو راستین مکتب امامت و ولایت بود و همچون دیگر شهدای جهان اسلام تا آخرین نفس در صیانت از ارزشهای والای اسلامی و تبعیت بی چون و چرا از مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله عظمی امام خامنه‌ای درنگ ننمود و سرانجام با اراده ای استوار و قلبی سرشار از ایمان در راه دفاع از حریم اهل بیت (ع) به درجۀ رفیع شهادت نائل گردید. زهی سعادت شما پرورش دهندگانِ سبک بالِ عرش نشین را که اینک رسالت پاسداری از خون خاکیان افلاکی را بر دوش دارید. امید است با صبر جمیل و با لسان گویا و رسای خویش در صیانت از دستاوردهای رزمندگان میدان جهاد و شهادت موفق باشید. اینجانب شهادت آن پاسدار حریم اهل بیت (ع) و ولایت را تبریک و تسلیت عرض نموده و با ارج نهادن به مقام ایثار شما خانوادۀ معظم شهید برایتان سعادت، سلامت و اجر صابرین را در سایۀ عنایات ولی عصر، حضرت بقیة الله الأعظم آرزومندم. سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری، فرماندۀ کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» همچنین در ادامه این مراسم، بخشی از وصیت نامۀ این شهید توسط همرزم وی، محسن صیاد در مسجد امام موسی بن جعفر (ع) قرائت شد. متن بخشی از وصیت نامۀ شهید اسدالهی به شرح زیر است: صحبتی با امام مهدی (ع) در ابتدا صحبتی با سید و مولایم امام زمان (ع) دارم، ای سید و مولایم! آقاجان! از تو ممنوم به خاطر تمام محبت‌هایی که در دوران دنیا به من ارزانی داشتی و شرمنده ام که شاکر این همه نعمت نبودم، اما امید به رحمت و کرم این خانواده دارم و با این امید زنده ام. گرچه برای تربیت شدن و سرباز تو شدن تلاشی نکرده ام، اما به آن امید جان می‌دهم که در آن روز موعود که ندا می‌دهند از قبرهایتان بیرون آیید و به یاری مولایتان بشتابید، من هم به اذن مولایم در حالی که شمشیر به کمر بسته ام، از قبر بیرون آمده و پای رکاب شما سربازی کنم، آرزوی بزرگی است، اما آرزو بر جوانان عیب نیست. در دوران زندگی ام سعی کردم هیچ موضوع شخصی و دنیایی را از شما نخواهم و شما را قسم ندهم، اما الان در حرم جدتان امام رضا (ع) شما را به مادرتان قسم می‌دهم که همۀ جوانان این انقلاب اسلامی و در آخر این حقیر عاصی را برای نصرت خودتان تربیت کنید و برای سربازی خودتان به کار گیرید. آقاجان! به من می‌‌گویند تو زن و بچه داری، چرا به جهاد می‌روی؟ آقاجان! مگر من برای همسر و فرزندانم چه کرده ام؟ هرچه بوده از لطف و عنایت شما بوده است. آقاجان! برخی نمی‌دانند وقتی من از تو جدا شدم، آن روز باید نگران من شوند و ان‌شاءالله که آن روز را نبینند. من، همسر و دو فرزندم خودمان را سربازانی در پادگان تو می‌دانیم، حال یکی از این سربازان عزم مأموریت دارد و مشکلی پیش نمی‌آید؛ چون فرمانده بالای سر خانواده هست و فقط باید مواظب باشیم تا از این پادگان اخراج نشویم، آقاجان! تو کمک مان کن، زندگی چقدر شیرین می‌شود وقتی که پادگان تو شود و این زندگی همان بهشت است. صحبتی با نائب امام زمان (ع) و ولیّ امر مسلمین رهبر عزیزم! از آن روز که اندک شناختی به جایگاه شما پیدا کردم و روز به روز این شناخت بیشتر شد، مسئولیت هم نسبت به شما بیشتر شد. این را فهمیدم که در نظام الهی رفتار در قبال شما، همان رفتار در قبال امام زمان (ع) است و این را فهمیدم که مجوز شفاعت اهل بیت (ع) نسبت به من، در رضایت شما است، آقاجان! اگر رضایت شما نباشد، خدا و امام زمان (ع) هم از من راضی نیستند. می‌دانم که سرباز خوبی برای شما نبودم، اما سعی داشتم که هم خود و هم خانواده ام نسبت به اوامر شما مطیع باشند. از آن روزی که شنیدم رضایت شما بر آن است که سوریه نباید سقوط کند، خواستم من هم سهمی برای اجرای این فرمان داشته باشم و حال که توفیق جهاد در این عرصه قسمتم شده است، خدا را شاکر هستم و از خدا می‌خواهم که در این عرصه مؤثر و مفید باشم. رهبر عزیزم، لبیک به فرمان شما همان تکبیر حج است، همان لبیک به رسول الله (ص) و همان لبیک یا حسین است و این را امام بزرگوار به ما یاد داد، چون ولایت فقیه همان ولایت رسول الله (ص) است. برایم دعا کنید و از من راضی باشید. وصیتم به مسلمانان و مستضعفان برداران و خواهران! انقلاب اسلامی یک پدیدۀ تاریخی و یک اتفاق اجتماعی نیست. این انقلاب یک انقلاب الهی و نورانی است. این انقلاب فقط متعلق به یک قشر خاص و ملت نیست، نه؛ انقلاب اسلامی موهبتی الهی است که خدا در این دنیا به بشریت ارزانی داشته. انقلاب اسلامی مقدمۀ همان حیات طیبه ای است که انبیاء و رسولان و تمام ادیان توحیدی به دنبال آن بودند.   

برچسب‌ها